خانه / همراه با شهدا / الهی هیچ مسافری از رفیقاش جانمونه

الهی هیچ مسافری از رفیقاش جانمونه

رفته بودم سفرى، سمت دیار شهدا

که طوافى بکنم گرد مزار شهدا

به امیدى که دل خسته هوایى بخورد

متبرک شود از گرد و غبار شهدا

هر چه زد خنجر احساس به سرچشمه‏ى چشم‏

شرمگینم که نشد اشک، نثار شهدا

خشکى چشم عطش خورده، از آنجاست که من‏

آبیارى نشدم، فصل بهار شهدا

چون نشد شمع که سوزد دل سنگم شب عشق‏

کاش مى‏شد که شود سنگ مزار شهدا

آخرین خط وصایاى دل من این است‏

که به خاکم بسپارید کنار شهدا – مهدی پور

درباره سیدمحمود سادات شرفی

پاسخ بدهید

ایمیلتان منتشر نمیشودفیلدهای الزامی علامت دار شده اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>